ماهان دانلود

ماهان دانلود

دانلود کتاب من آخرین یهودیم: اردوگاه مرگ تربلینکا (۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳)

 دانلود کتاب زمین های نفرین شده: لاباراکا

شیل رایشمن از معدود بازماندگان تربلینکا بود. او در جریان شورش اردوگاه در تاریخ ۲ اوت ۱۹۴۳ موفق به فرار می شود و از آن پس به زندگی مخفی روی می آورد. رایشمن در خاطراتش از شورش اردوگاه به مثابه «تولد دوباره» خودش یاد می کند. آخرین مخفی گاهش در شهر ورشو، پایتخت لهستان بود. در حالی که هنوز جنگ ادامه داشت، او در دفترچه ای ماجرای ده ماهی را که در تربلینکا گذرانده بود، به رشته تحریر کشید. از این رو خاطرات رایشمن به دسته نادر و بسیار خاصی از نوشته ها تعلق دارد: متنی که در شرایط جنگی و در حالی که سایه مرگ حکم فرما است نوشته شده تا وقایعی را که به سختی برای ذهن آدمی قابل تصور است، ثبت کند.

در این نوشتار، نویسنده در توصیف وقایعی که شاهدش بوده، «خود» را فراموش می کند. قهر و خشونت را بزک نمی کند، به آنچه کرده اند شاخ و برگ نمی دهند و ماوقع را اغلب به صورتی نا تراشیده روایت می کند، و این دلیلی ندارد جز این که در لحظه نگارش، هیچ اطمینانی به زنده ماندن خود نداشته است. شهادت رایشمن و نویسندگانی همچون او بیانی است صادقانه، بسا فراتر از میل به ایجاد یک تصویر مثبت از خود، یا برانگیختن همدردی یا ترحم.

شیل رایشمن نوشته هایش را ابتدا در لهستان و سپس در طول مسیر پر فراز و نشیب مهاجرت به مونت هویدئو، پایتخت اروگوئه، حفظ کرد. در آنجا او ازدواج کرد، خانواده تشکیل داد و به کسب و کار پرداخت. اگر هم تمایلی به انتشار خاطراتش داشت، هرگز آن را بروز نداد. سال ها گذشت تا شیل رایشمن، همچون بسیاری از بازماندگان دیگر، در باره آنچه بر سرش رفت شهادت دهد. نخست در آمریکا در دادگاه بررسی سلب تابعیت از ایوان دمیانیوک، علیه مردی که در تربلینکا «ایوان مخوف» لقب گرفته و متصدی اتاق های گاز بود، شهادت داد و بعد در اورشلیم در محاکمه همین فرد شرکت کرد. این باعث شد که رایشمن در اروگوئه به یک شخصیت مشهور تبدیل شود، اما نوشته هایش تا امروز منتشر نشده بود.

زیبایی هولناک و قدرت این نوشته کوتاه در این است که زندگی غیرقابل تصور و هذیان وار در اردوگاه تربلینکا را توصیف می کند، بی آنکه نیازی به سایر شهادت ها و دانسته های محققان باشد. مردان زندانی، زیر ضرب مستمر شلاق، دمی از پا نمی نشینند، موی سر زنان را می برند، دندان های طلای اجساد را در می آورند، اجساد متلاشی شده را جابجا می کنند… باید گفت که نویسنده علاقه زیادی به اسامی مستعار و کنایه دارد و در نوشته اش با برخی از این اسامی مواجه می شویم: کورت فرانتس و سگش باری، ماتیاس که احتمالا نام مستعاری برای افسر اس اس آرتور ماتس است. رایشمن ماموران اس اس را «جلاد» می نامد و به یکی از آن ها که با به کار گرفتن خط آهن، روش کاراتری را برای سوزاندن صدها هزار جسد ابداع می کند، با کنایه «هنرمند» لقب می دهد. این مرد که زندانیان از هویتش بی خبرند، به احتمال قوی «هربرت فلوس» از افسران اس اس می باشد.

کتاب از این نقطه آغاز می شود: «قطار غم انگیز مرا به سوی مقصد می برد»، مقصد همان تربلینکا است که شیل از آن هیچ نمی داند.

منطقه تربلینکا در «یک فضای عریان قرار دارد، چنان ناخوشایند که روستاییان نیز از آن دوری می جویند، بیابانی برهوت در میان جنگل انبوه. در برخی نقاط روی زمین با خزه پوشیده شده و اینجا و آنجا درختان کاج کوتاه سر برآورده اند و در آسمان گهگاه زاغ یا هدهدی را می توان در حال پرواز مشاهده کرد. این منطقه دورافتاده را برای بر پا کردن یک کارخانه عظیم آدم کشی برگزیدند و هاینریش هیملر فرمانده کل اس اس نیز بر این انتخاب صحه گذاشت. پیش از این، حتی در عصر توحش، انسان هرگز چنین چیزی را به چشم ندیده بود.»

اردوگاه تربلینکا در ژوئن ۱۹۴۲ در دو کیلومتری یک اردوگاه کار اجباری که در سال ۱۹۴۱ تاسیس شده بود، بنا شد. این منطقه پرت افتاده در فاصله کمتر از صد کیلومتری شمال شرق ورشو واقع شده است. اردوگاه در ژوئیه ۱۹۴۲ آغاز به کار می کند و در آغاز پذیرای یهودیان گتوی ورشو و بعد از نابودی آنان، یهودیان منطقه «گنرال گوورنمنت» می شود تا آن که نوبت به کاروان های اعزام شده از سایر مناطق و کشورها، از جمله بلغارهای ساکن سالونیک، می رسد.

میان هفتصد تا نهصد هزار یهودی به تربلینکا اعزام شدند. آن ها با خود آنچه که همچنان در بضاعت داشتند را آورده بودند: لباس، ابزار کار، جواهرات، پول، آذوقه.

پس از ورود کاروان به اردوگاه، شمار معدودی از مردان جوان (و گاه زنان) را از بقیه جدا می کردند تا در «جوخه های کار» که «یگان های یهودی» نامیده می شدند، به کار گرفته شوند. کار این یگان ها حل و فصل مسئله اجساد و اموال باقیمانده از کشته شدگان بود. شیل رایشمن یکی از این مردان جوان بود و او را به تراشیدن سر اسرای زن گمارده بودند. او، همچون یک زندانی دیگر، آبراهام بومبا، باید دندان طلای کشته شدگان را درمی آورد، لباس های باقیمانده از آن ها را بقچه بندی می کرد و اجساد را جابجا می نمود.

در پایان سال ۱۹۴۲، فرماندهان اس اس، همچون سایر مرتکبان قتل، در صدد برآمدند که اجساد را نابود کنند و تصمیم گرفتند که به جای دفن اجساد در گورهای دسته جمعی، آنها را بسوزانند. افراد «یگان های یهودی» مجبور بودند با دست خالی اجساد را از گورهای دسته جمعی خارج کنند تا آنکه «هنرمند» با پشت گرمی فرمانده اردوگاه فرانتس اشتانگل یک سیستم صنعتی با به کارگیری ماشین های حفاری و خط آهن ابداع کرد که در خاطرات رایشمن به خوبی توصیف شده است. به این ترتیب روشن شد که نازیها برآنند که هیچ اثری از جنایات خود و هیچ شاهدی از کشتار جمعی باقی نگذارند. با درک این موضوع، برای اسیران اردوگاه، شورش تنها امکان بقا بود. در این شورش زندانیان تعدادی از ساختمان های اردوگاه را به آتش کشیدند، اما اتاق های گاز خسارت ندیدند و کشتار با آهنگی آهسته تر تا اکتبر ۱۹۴۳ ادامه یافت. در آن نقطه، کلیه تاسیسات اردوگاه برچیده شد و از آجرهای اتاق های گاز برای ساخت یک مزرعه استفاده شد. در محل اردوگاه درخت کاج کاشتند و مسئولیت مزرعه را به یک اوکراینی واگذار کردند تا مطمئن شود که هیچ کس سراغ این محل نمی رود.

واسیلی گروسمن خبرنگار جنگی مطبوعات شوروی و مسئول تدوین «کتاب سیاه» (با همکاری ایلیا اهرنبورگ) بود. این کتاب به شهادت ها و گزارش های مربوط به نابودی یهودیان اتحاد شوروی اختصاص داشت. گروسمن در سال ۱۹۴۴ بر اساس شهادت هایی که شخصا درباره تربلینکا جمع آوری کرده بود، و نیز بر پایه استشهادهای مکتوب گردآوری شده از سوی کمیسیون بررسی جنایات آلمان در لهستان، جزوه ای با عنوان «جهنم تربلینکا» تدوین کرد که در سال ۱۹۴۵ به زبان فرانسه ترجمه و منتشر شد. وی در اوایل سپتامبر ۱۹۴۴ به تربلینکا رسید و در یادداشت هایش چنین نوشت: «وارد اردوگاه می شویم و بر خاک تربلینکا پا می گذاریم. زمین زیر پای ما فرو می رود، چنان نرم و چرب که گویی آن را با روغن بزرک آبیاری کرده اند. زمین بی انتهای تربلینکا، مواج همچون دریا. این بیابان فراخ محصور شده با سیم خاردار بیش از همه اقیانوس ها و دریاهای عالم، آدمیان را به کام کشیده است. از زیر خاک، تکه های استخوان، دندان، اشیای متفرقه و تکه های کاغذ بیرون می زند. نه، زمین نمی خواهد شریک جرم جلادان باشد و رازشان را بپوشاند. از زیر خاکی که هنوز زخم هایش التیام نیافته، اشیای مختلفی نمایان می شوند: پیراهن های مندرس، شلوار، کفش، جاسیگاری که رویش را خزه گرفته، ساعت، چاقو، فرچه، شمعدان، کفش بچه با منگوله های قرمز، دستمال های گلدوزی شده اوکراینی، دانتل، قیچی، تاس، پستان بند، پانسمان. کمی دورتر، تکه هایی از ظروف از زیر خاک بیرون زده است: لیوان آلومینیومی، فنجان، تابه، قابلمه، دیگ، کاسه، قمقمه، لیوان کائوچویی بچه و… به راه خود بر روی زمینی که پا در آن فرو می رود، ادامه می دهیم، اما ناگهان از حرکت باز می ایستیم. موهای ضخیم، تاب دار، سرخ رنگ، موهای زیبای دختران جوان، سپس موهای بلوند، موهای بافته شده سیاه روی ماسه افتاده، و آن طرف تر، باز هم موهایی به شکلی دیگر به چشم می خورند. لابد محتویات یک گونی پر از مو است که روی زمین پخش شده است…

جهان به مدت ۱۵ سال چنین وانمود کرد که همه چیز را فراموش کرده است. بازماندگان شورش در سراسر جهان، در آمریکا و به خصوص در کشور نو بنیاد اسرائیل پخش شدند. آن ها ازدواج کردند، بچه دار شدند، و زندگی جدیدی برای خود بنا کردند. تا دادگاه آیشمن در سال ۱۹۶۱ هیچ کس سخنی از آنچه در تربلینکا گذشت به میان نیاورد، به جز یانکل ویرنیک که خاطراتش همراه با نقشه اردوگاه در سال ۱۹۴۵ در نیویورک به چاپ رسید، و ساموئل رایزمان که در دادگاه نورنبرگ در تاریخ ۲۷ فوریه ۱۹۴۶ شهادت داد. در جریان محاکمه، آیشمن، کالمان تگمن، الیاهو رزنبرگ و آبراهام لیندواسر در کنار ماکت اردوگاه تربلینکا که توسط ویرنیک ساخته شده بود، به ادای شهادت درباره اردوگاه پرداختند. این ماکت همچنان در کیبوتص مبارزان گتو، در نزدیکی شهر عکا نگهداری می شود. دادگاه آیشمن باعث شد تا پرونده های دیگری بازگشایی شوند. در سال های ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۵، دادگاه جنایی دوسلدورف طی یک سال ده «جلاد» را محاکمه کرد که در میان آن ها می توان به کورت فرانتس و سه تن دیگر اشاره کرد که به کار اجباری مادام العمر محکوم شدند. شیل رایشمن برای حضور در این دادگاه از اروگوئه به آلمان سفر نکرد. در دومین سری محاکمات تربلینکا، فرمانده اردوگاه یعنی اشتانگل در مسند متهم نشست. او مانند اکثر نیروهای اس اس از واحد T4 به تربلینکا منتقل شده بود: مأموریت واحد T4 کشتار بیماران روانی بود که به زعم نظام نازی «شایسته زیستن» نبودند. دادگاه اشتانگل را به حبس ابد محکوم کرد اما او فرجام خواست. او در مدتی که در انتظار دومین محاکمه اش بود، حاضر شد در چند مصاحبه با خبرنگاری به نام گیتا سرنی شرکت کند و تنها چند ساعت پس از آخرین مصاحبه، بر اثر سکته قلبی فوت کرد. گیتا سرنی بر اساس گفتگوهایش با اشتانگل و مصاحبه هایی که با بازماندگان، به ویژه ریچارد گلازار و سایر جلادان، به طور خاص زوخومل، انجام داد، کتابی با عنوان «در اعماق تاریکی» را منتشر کرد که جامع ترین اثری است که تاکنون در باره مکانیسم تبدیل یک انسان به یک عامل کشتار جمعی نوشته شده است. سومین محاکمه تربلینکا، دادگاه ایوان دمیانیوک در بیت المقدس بود. شیل رایشمن در طول این محاکمه حضور فعالی داشت و از این که در مورد احراز هویت دمیانیوک تردیدهایی ابراز می شد، سخت برآشفت، چرا که او تردیدی نداشت که مردی که بر صندلی متهم نشسته است، همان دمیانیوک جلاد تربلینکا است.

در طول سال هایی که شیل رایشمن خاطراتش را بازگو می کرد، نوشته هایش هرگز منتشر نشد. نویسنده این نوشته ها دیگر در میان ما نیست، او در سال ۲۰۰۴، در مونت هویدئو بدرود حیات گفت و قبل از مرگ از همسرش خواست که خاطراتش را منتشر کند. بی تردید این کتاب به یمن قلم تیز رایشمن در ترسیم رک و بی پروای خشونت و عاری بودن نوشته هایش از توصیف های کلیشه ای که گاه در متون برخی بازماندگان به چشم می خورد، جایگاه خود را در رده آثار بزرگ ادبیات فاجعه خواهد یافت.

 

Treblinka (pronounced [trɛˈblʲinka]) was an extermination camp, built by Nazi Germany in occupied Poland during World War II. It was located in a forest north-east of Warsaw, 4 kilometres (2.5 mi) south of the Treblinka train station in what is now the Masovian Voivodeship. The camp operated between 23 July 1942 and 19 October 1943 as part of Operation Reinhard, the deadliest phase of the Final Solution. During this time, it is estimated that between 700,000 and 900,000 Jews were killed in its gas chambers, along with 2,000 Romani people. More Jews were killed at Treblinka than at any other Nazi extermination camp apart from Auschwitz.

مشخصات

نام کتاب : من آخرین یهودیم: اردوگاه مرگ تربلینکا (۱۹۴۲ تا ۱۹۴۳)

نویسنده : شیل رایشمن

مترجم: رویا طلوع

زبان : فارسی

ناشر : بهترین کتاب های جهان

تعداد صفحه: ۱۴۳ صفحه

فرمت : pdf

حجم فایل : ۱٫۲۲ مگابایت

 لینک دانلود – ۱٫۲۲ مگابایت

  راهنمای دانلود

  • اگر نرم افزار مدیریت دانلود ندارید، پیشنهاد می شود برای دانلود فایل ها حتماً از یک نرم افزار مدیریت دانلود و مخصوصاً IDM استفاده کنید.
  • در صورت مشاهده لینک های معیوب ، موضوع را در بخش نظرات اعلام کنید.
  • فایل های قرار داده شده برای دانلود به منظور کاهش حجم و دریافت سریعتر فشرده شده اند، برای خارج سازی فایل ها RAR و Zip از حالت فشرده از نرم افزار Winrar و یا مشابه آن استفاده کنید.
  • کلمه رمز جهت بازگشایی فایل فشرده عبارت www.bbooks.ir می باشد. تمامی حروف را میبایستی به صورت کوچک تایپ کنید و در هنگام تایپ به وضعیت EN/FA کیبورد خود توجه داشته باشید همچنین بهتر است کلمه رمز را تایپ کنید و از Copy-Paste آن بپرهیزید.
  • چنانچه در هنگام خارج سازی فایل از حالت فشرده با پیغام CRC مواجه شدید، در صورتی که کلمه رمز را درست وارد کرده باشید. فایل به صورت خراب دانلود شده است و می بایستی مجدداً آن را دانلود کنید.
  • روش باز کردن فایل های فشرده شده چند بخشی: برای اینکه بخش های یک فایل را به هم متصل کنید شما به نرم افزار Winrar احتیاج دارید که از اینجا می توانید دریافت کنید. پس از نصب نرم افزار WinRAR تمامی بخش های یک فایل را درون یک پوشه در کنار هم قرار دهید و تنها کافیست بر روی فایلی که در انتهای آن عبارت Part1 را می بینید راست کلیک کنید و گزینه Extract to را بزنید، سپس پسورد www.bbooks.ir را وارد کنید و منتظر بمانید … نرم افزار تمامی بخش ها را به صورت خودکار شناسایی می کند و در نهایت فایل اصلی را ایجاد می کند.
رمز فایل www.bbooks.ir